الشيخ محمد الصادقي الطهراني
121
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
مسألهى 237 - بهاندازهى انجام سه ركعت مغرب وقت اختصاصى مغرب ، و بهاندازهى چهار ركعت تا نصف شب وقت اختصاصى عشا ، و بهاندازهى چهار ركعت از اول ظهر وقت اختصاصى ظهر ، و بهاندازهى چهار ركعت تا غروب قرص خورشيد - و نه مغرب - وقت اختصاصى نماز عصر است . مسألهى 238 - انجام نماز عشا در وقت اختصاصى مغرب و بهعكس ، و نيز انجام نماز عصر در وقت اختصاصى ظهر و بهعكس كلًا - موجب بطلان اين نمازهاى بىجا است ، گرچه از روى جهالت و يا اشتباه باشد ولى اگر اشتباهاً ، نماز دوم را پيش از نماز اول در وقت مشترك - و نه وقت اختصاصى - بخواند و پيش از تمام شدنش بفهمد كه اشتباه كرده و نيتش را عوض كند ، نمازش صحيح است ، و اگر هم بعد از نماز بهاشتباه خود پى برد همان نماز دومش درست است و سپس نماز اول را مىخواند ؟ مسألهى 239 - اگر تنها بهاندازهى يك ركعت نماز وقت دارد بىدرنگ بايستى بهنيت أدا ، نمازش را بخواند ، ولى اگر پيش از وقت اذان بهنماز برخاست در هر صورت نمازش باطل است ، زيرا قاعدهى « مَنْ أدْرَكَ . . . » : هر كه بهاندازهى يك ركعت از وقت نماز را درك كند همه وقت نماز را درك كرده ، اين قاعده ظاهراً در اختصاص آخر وقت است و نه اول وقت ، خصوصاً برحسب نص آياتى كه آغاز اين نمازها را اول وقتشان مقرر داشته است . مسألهى 240 - نماز را در اول وقت خواندن مستحب مؤكد است مگر واجبى فوتشدنى پيش آيد كه نخست بايد آن را انجام داد و سپس بهنماز پرداخت ، مثل آنكه شخصى در حال غرق يا در حال سوختن دست ، يا دز حال احتضار و مشغول وصيّت است ، كه هم براى محتضر در صورتى كه وصيّت واجبتر دارد . وصيّت مقدم است ، و هم براى وحى كه بايد با كمال آرامش و توجّه كامل گوش بدهد و امثال اينموارد . و يا فعلًا عذرى در مقدمات يا شرائط يا اجزا و يا هر چيز واجبى در نماز دارد كه بهيقين و يا احتمال عقلايى با تأخير نماز اين عذر بر طرف مىشود كه در اينگونه موارد بايستى نماز را لزوماً تأخير اندازد زيرا تكليف اين است كه در ميان اين وقت وسيع ، نمازى با